Posted by: arasava | جولای 18, 2008

برای خسرو شکیبایی

اولین چیزی که از شکیبایی به خاطرم می آید این است:
حمید هامون تفنگ به دست ایستاده در کمین همسرش (بیتا فرهی) و دارد پیش گویی می کند. الان ماشین رو پارک میکنه، در رو باز میکنه، از پله ها میره بالا، در اتاق رو باز میکنه، برق رو روشن می کنه، حالا میاد لب پنجره ، پرده رو کنار میزنه و …. و صدای شلیک گلوله ….
مهم نیست که دیالوگ ها را دقیقا یادم نمی آید مهم این بود که هامون، با وجود تمام اختلافات، زنش را دوست داشت و دقیقا می شناختش …

سکانس بعدی فیلم پری خسرو شکیبایی در تاکسی نشسته و  به قول خودش در مرگ اسد مثل احمق ها اشک میریزد و مسافران تاکسی هم نپرسیده اشک می ریزند.

و آخرین هم فیلم میکس که آشفتگی هایش انسان را به حد جنون می رساند، آنجا که دیوانه وار حلقه های فیلم را اینسو و آنسو پرتاب می کند.

قصد و غرض این یاد اوری ها را هم که حتما می دانید؟! حمید هامون این بار با تور از آب بالا نیامد، این بار خسرو نتوانست در برابر بیماری (سرطان و عارضه قلبی) شکیبایی کند و رفت.

پی نوشت 1: دوستان خرده نگیرند که باز کسی مرد و  یادش افتادیم، چون قرار بر این نبود …

پی نوشت 2: رضا كيانيان: خسرو جان! هنوز سينماي ايران كلي با تو كار داشت

Posted by: arasava | جولای 13, 2008

همینجوری

1- خبرگزاری فارس یک خبری کار کرده بود اینجوری: به مناسبت سالروز تاسيس شوراي نگهبان آيت‌الله جنتي از خبرگزاري فارس بازديد كرد . هرچی فکر کردم ربط سالروز تاسیس این شورا و بازدید از خبرگزاری فارس رو نفهمیدم!! آیا باید در سال روز تاسیس شورا ها از خبر گزاری فارس دیدن کنند یا در سالروز تاسیس خبرگزاری فارس از شورای نگهبان دیدن کنند یا … اصلا ولش کن.

2- چند روز پیش خبرگزاری برنا خبری کار کرده بود با این عنوان که خانم‌هاي شاغل در ايستگاه‌هاي بي‌آرتي فحش مي‌خورند . یک قسمتی از خبر نوشته که اکثر این خانم ها زیبا هستند. جسارتا من هر چی در ایستگاه های مختلف به این خانم ها (در یک نظر که مشکل شرعی پیش نیاد) نگاه کردم (البته به چشم خواهری ) خوشگلی ندیدم در قیافه شون. ایششششششششش …. لااقل اینا هم برن پیش گشت ارشادی ها یک دوره خوشگل شناسی بگذرونن یا تو خبرگزاری شون … بی خیال D:

بحث های انتخاباتی کم کم دارد بالا می گیرد و از هر سو خبرهای رسمی و غیر رسمی فروانی به گوش می رسد. اما این یک هفته گذشته به نظرم برای اصلاح طلبان بود. جلسه انتخاباتی اصلاح طلبان برگزار شد. بهترین پیشنهاد را به نظر من گروه کارگزاران در این جلسه مطرح کرده است. اینکه: کنگره ای متشکل از تمامی گروه های اصلاح طلب تشکیل شود و هر کس که تمایل به کاندیدا شدن دارد برنامه هایش را ارئه دهد و در پایان و پس از رای گیری نفر منتخب به عنوان کاندیدای کنگره انتخاب شود و همه موظف به حمایت و تبلیغات برای او باشند. به نظر من این را هکار بهترین سیستم کاندیدای واحد اصلاح طلبان است و چند حسن دارد:

- اول اینکه در صورت قبول تمامی گروه ها دیگر چند پاره گی صورت نمی گیرد و اتحادی مبتنی بر دمکراسی و انتخاب صورت می گیرد.

- دوم اینکه افراد موظف به ارائه برنامه خواهند بود و این برنامه در انتخابات نیز می تواند به عنوان منشور انتخاباتی مورد استفاده قرار گیرد.

-  بعد اینکه در صورتیکه این کنگره به صورت چند روزه برگزار شود افراد و تلاش انتخاباتی مبتنی بر تیم خواهد شد و از حالت دیمی خارج خواهد شد.

- و آخر این کنگره می تواند آغازی باشد برای قانونمند تر شدن انتخابات و قطبی کردن انتخابات و اینگونه نباشد که هر کس از جایش بلند شد هوس کند رییس جمهور شود.

اما این کنگره احتمالی نیاز به اسیب شناسی نیز دارد. اولین آسیب شناسی آن نیز بر می گیردد به گروه راست کارگزاران - طراح این طرح - و باقی گرو ه های همسو با این جریان و اینکه باید مشخص کنند که به دنبال چه هدفی هستند . شرکت در انتخابات به هر قیمت؟ حتی حمایت از ناطق نوری!! ؟ آیا این راهکار می تواند چاره ساز باشد؟ همانگونه که خاتمی دیروز بیان کرد: اگراصلاح طلبان ببینند که نمی‌توانند از حقوق مردم دفاع کنند به چه دلیل وارد صحنه شوند؟ به نظر می رسد حتی وجود احمدی نژاد هم نمیتواند حجت را برای شرکت گسترده مردم در انتخابات تمام کند و نیاز به دلایل و انگیزه های بالاتری است. با توجه به مشکلاتی - به خصوص اقتصادی - که در این 3 سال بوجود آمده به نظر می رسد دولت بعدی نیاز به ضمانت های اجرایی بیشتری دارد. ضمانت هایی که باید از ابتدای انتخابات مطرح شود و هرکس که پا در رقابت می گذارد فرض را بر انتخاب شدن بگیرد و اهرمهای اجرایی و نظارتی را طلب کند. دیگر تعارف و فضاسازی احساسی راهگشا نخواهد بود و انتخابات با مشارکت 50 درصد یعنی ادامه شرایط فعلی . پس یهتر است انگیزه ای قوی و فکر شده برای مردم ایجاد شود تا مجاب به شرکت در انتخابات شوند و با تاکید دوباره می گویم صرف محکوم کردن دولت اتفاقی رخ نخواهد داد چون دولت هم بیکار نخواهد نشست.

و بعد برای فردا دیروز ها شعری گفته بودم:

می پایم

بر روشنایی نیمسوخته

فانوس شب

که ناگه

یکی گرگ صفت

دیوانه وار

با آتش حسد

شعله می افکند

بر خرمن ماه

که شاید

بسوزاند کینه اش را

و شاید

بسازد ریشه اش را

بر خاکستر این ماه

25/4/78


Posted by: arasava | جولای 3, 2008

امپراتور سرخ ها هم لابی کرد

به سلامتی گویا مربی فصل پیش قرمز های پایتخت به این تیم بازگشته. تا اینجای کار اتفاق فرخنده ای است، هر چه باشد و نباشد پرسپولیس را قطبی قهرمان کرده بود و حق او بود که  سیطره ی امپراتوری اش را در این تیم بگستراند. اما …

اولین اظهار نظر ایشان بعد از اعلام خبر به نظرم کمی نخ نما و کمی تا قسمتی هم مضحک به نظرم آمد. قطبی گفته است: براي اداي دين به سرزمين مادري‌ام و هواداران اين تيم بازگشتم. 

آقای قطبی آن موقع که می رفت دینی نداشت که بخواهد ادا کند و معلوم نیست  بعد از یک ماه چه اتفاق و تحولی در ایشان به وجود آمده که به یکباره متوجه این دین شده اند. ایشان گفته بودند که یا نیمی از تیم باید می رقتند یا من. الان که بازگشته اند آیا نیمی از تیم رفته اند؟ شیث که آن موقع هم رفته بود، مامانی هم که نبود ، می ماند نیکبخت! قرار است اخراج شود؟ یا اینکه منظور از تیم استیلی و عزیزیان و کاشانی و بیادی و … بودند؟

خلاصه اینکه گمان می کنم قطبی محبوب هم بسیار ایرانی شده و یک سری از رفتارهایی را که سابق بر این قلعه نوعی انجام می داد (مثلا ناز بعد از قهرمان شدن ) را خیلی خوب انجام داد و فقط مثل امیر قلعخ نوعی حرفش را نزد. البته جور دیگری هم می شود به قضیه نگاه کرد و آن اینکه ایشان بازار را سنجید و منفعت را بو کشید و بعد از کمی ناز (خریدار هم که داشت این ناز) با شرایط دلخواه - باز هم ذکر می کنم با در نظر داشتن نفع شخصی -  به پرسپولیس بازگشت.

افشین هم سیاست مدار شد و حرف های جالب می زند.  مربی که همگان گمان می کردند سازمان در زمان برگزیدن سرمربی تیم ملی به او اجحاف کرده است، حالا به گمانم با دایی 1-1 مساوی شده و لابی سازمان (حذف کاشانی و استیلی و دستور بر جذب قطبی به هر قیمتی شده ) به پرسپولیس رسید، آن هم بدون اینکه حتی برای یک بار که شده مصطفوی را دیده باشد.

در کشورمان زیاد دیده ایم که نظامیان لباس نظامی گری از تن در می آورند و به کسوت سیاسی، اجتماعی و اغلب فرهنگی در می ایند. حالا امپراتور سرخ ها هم به گمانم این لباس از تن بیرون کرده ، اما به راستی او به کدام کسوت در خواهد آمد؟

پی نوشت 1- شاهد از غیب رسید: قطبي: علي آبادي براي بازگشتم به پرسپوليس تماس گرفت

با بی حوصلگی برنامه شب شیشه ای شنبه شب رشید پور را نگاه می کنم و در اغاز به نظرم می رسد که بحثی کسل کننده است میان مجری و عبدالعلی زاده  و رشید پور هم می خواهد هی با صحبت های کش دار خود از رسانه ! بی طرف بگوید ( با متلک های اول برنامه هم نشان می دهد که چقدر بی طرف است ) . کنترل تلویزیون را دستم می گیرم و میچرخم روی شبکه ی دیگر و تنها آگهی بازرگانی وسط سریال باعث می شود که دوباره برگردم به شبکه ی 5 و چه برگشتنی …

عبدالعلی زاده توفان به راه انداخته و ماله کشی های رشید پور هم اثری نمی کند.

در زمانه ای که دولت نهم مدام دم از ماقیا می زند عبدالعلی زاده از فرصت طلایی که در برنامه زنده نصیبش شده گل طلایی را به ثمر می رساند و میگوید: 3 سال است که از مافیا می گویند و 1 نفر را هم معرفی نکردند. حتما نمیشناسندشان!!

در قسمت دیگری از بحث عبداعلی زاده تضاد موجود در 10 فرمان رییس جمهور و بسته سرپرست وزارت دارایی و اقتصاد را به رخ می کشد .

رشید پور به ظاهر بحث را مسلط آغاز کزد اما هرچه گذشت این وزیر دولت خاتمی بود که چهره ای تهاجمی گرفت و رشید پور را به گوشه ی رینگ برد تا فقط یک دفاع از خودش کند و آن اینکه بگوید: از بزرگ مردان دولت سخت کوش احمدی نژاد هم دعوت می کنم که هر وقت خواستند تشریف بیاوذند و توضیحاتشان را بدهند و این بزرگ مردان و هر وقتش چقدر … بگذریم. انگار که رسانه ندارند این بزرگ مردان و انگار کم حرف می زنند که اقای رشید پور هم دعوتشان میکند ، آن هم درست در زمانی که به خبرگزاری و روزنامه های خودی مانند فارس و تهران امروز هم رحم نمیکنند و همه باید با آنها باشند.

. صد البته که رشید پور از عواقب کارش می ترسید. چرا که کروبی را هم که به تعبیر جالبی بیشتر زمان ها نقش کلاج زمان ترمز بوده را هم به کلاج زمان گاز و سرعت تبدیل کرد در برنامه اش و دیشب هم نوبت عبدالعلی زاده بود که تخته گاز برود و  اوج کار آنجا بود که گفت: مردم کار های نادر را یادشان نرفته، جنایات صدام را یادشان نرفته چطور می شود حرف های 3 سال پیش آقایان راجع به بورس را فراموش کنند که بورس را به نابودی کشاند.

و این تعبیر به گمان من نابود کننده خواهد بود برای این برنامه . رشید پور نشان داد که برخلاف ژست و تصویری که از خود و اتاق فکر برنامه اش ! ساخته هنوز تا رسیدن به سطح مطلوب فاصله ی بسیاری دارد و بسیار سطحی سئوالات را مطرح می کند و بسیار بیجا از ابتدا سعی دارد میهمان خود را به مبارزه دعوت کند مبارزه ای که به حریف هم توجه ندارد و گمان میکند که تمام میهمانان مثلا در سطح پژمان بازغی با او گفتگو خواهند کرد و به گمانم به این مطلب دقت ندارد که ممکن است میهمان هم همانند آنها مجری را تجزیه و تحلیل کند.

رشید پور می گوید بی طرف است اما در برنامه با رادان با او به تعارف می پردازد - علی رغم اینکه از عکس العمل جامعه و دانشجویان در یک برنامه دانشجویی که خود مجری آن بوده آگاه شده - اما در برابر کروبی یا عبدالعی زاده به عناوین مختلف سعی در مچ گیری دارد.

آقای رشید پور گمان می کنم هنوز  اینگونه مجادلات برایت زود است . همان بهتر که بازیگران سینما یا ورزشکاران را دعوت کنی تا ما هم به دغدغه به تماشای برنامه ات بنشینیم. یا اصلا فیروز کریمی را بیاور که دور هم کمی بخندیم . یا نه! ببخشید فراموش کرده بودم فیروز خان هم به ساحت علی ابادی جسارت کرده بود. … آقای رشید پور حالا چه کنیم؟

Posted by: arasava | ژوئن 16, 2008

تا اطلاع ثانوی آبیته!

بدش رو گفتیم حالا رسید به جای خوبش قرار از خوبی هاش بگیم. استقلال بالاخره قهرمان جام حذفی شد.

یه طالب لو، یه مجتبی جباری و یک علی منصور…و یک جام قهرمانی

در ضمن امسال قراره که دم به دقیقه اسامی بازیکنان رو برای AFC فکس کنیم و میل بزنیم. (این ورد پرس اسمایل کم داره )

مبارک خودم باشه و بقیه آبی ها …. آبییییییییییییییییییییییییییییییته

Posted by: arasava | ژوئن 11, 2008

قانون

1- در خبرگزاری فارس خبری دیدم با این تیتر: عباس پاليزدار بازداشت شد . در ادامه فارس گفته : عباس پاليزدار متهم به برخي مسائل مالي، نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي، با حكم دادسراي شعبه دو كاركنان دولت بازداشت و روانه زندان شد.

مسئله مهم اما اینست که مادامیکه نامبرده افشاگری نکرده بود کسی یادش نبوده که نامبرده مسائل مالی داره!!!

نتیجه گیری مالی: اگر مشکلات و مسائل مالی دارید افشاگری نکنید.

توضیح مهم: البته اگر یک موقع خواستید افشاگری کنید حواستون باشه و چک کنید که بال دارید !! یا نه

2- این خبر (درگيري بي‌سابقه در فوتبال ژاپن) را هم خواندم. خبری که پر از نکته بود.

اول اینکه این درگیری در 15 سال برگزاری لیگ حرفه ای ژاپن بی سابقه بوده است.

دوم اینکه باشگاه متخلف (187 هزار دلار جریمه شده ، که در طول برگزاری لیگ حرفه ای ژاپن بی سابقه بوده است.

بعد اینکه مسئولان باشگاه متخلف هم اعتزاض نکرده اند و نرفتند کمیته استیناف تا جریمه به یک دهم کاهش بیابد.

و آخر هم بخونید حرف های باشگاه خاطی رو:

باشگاه اوراوا ردز با عذرخواهي رسمي، اعلام كرد: از طرفدراران هر دو تيم و علاقه مندان فوتبال عذرخواهي مي كنيم. مسئول پيشگيري اين اتفاق بوديم و در آرام كردن شرايط با تاخير عمل كرديم. باشگاه سيستم هاي مديريت بحران خود بازنگري مي كند و ايمني و آسايش را بالاتر مي برد.

هیچ نتیجه گیری هم نداره.

فکرشو بکن!! یه شمع گرفتی دستت داری آرووم تکونش میدی، همه کنار هم ایستادیم و سالن هم تقریبا تاریک و نورپردازی های زیبا. یه صدای آروم و ملایم و دوست داشتنی داره میخونه:

Natasha brings me kisses in the moonlight,

She kneels above me, silk upon my skin,

I reach for her, and I can feel her heartbeat,

Beneath her breast so heavy in my hand

می بینی فضا چه رمانتیک شد!!

حالا قضیه چیه؟ یکی از خبر های مهم این هفته - در میان کلی خبر سیاسی - حضور کریس دبرگ خواننده مشهور اهل ایرلند در ایران بود. خواننده ای که من به شخصه لذت می برم از کارهاش . حالا نه اینکه همه کارهاشو شنیده باشمف نه! هر از چند گاهی یکی از کارهاش رو خودم کشف میکنم و گوش میدم و لذت می برم از شنیدینش. The last moments of the dawn، Natasha dance ، Spanish train، Girl و …

اگر برگزاری کنسرت مشترک با گروه آریان هم توسط کریس دبرگ به واقعیت بپیونده اتفاق بسیار فرخنده و جالبی میتونه باشه .

امیدوارم که این اتفاق بیفتد و همین طور امیدوارم به شهرام ناظری هم اجازه برگزاری کنسرت در یزد را بدهند !!!!

Posted by: arasava | می 26, 2008

از هر طرف

1- این چند روزه 2 مسافرت یک روژه داشتم به شهرهای سنندج و بابلسر که از قضا هر دو شهر بسیار دیدنی بود برایم ، میخواستم بیشتر بنویسم اما فرصت نبود و نیست فقط خلاصه بخواهم بگویم می گویم سنندج و مردمانش و بابلسر و دریای ریبا و بی کرانه مازندران

و نکته قابل ذکر اینکه از سنندج سوغات کرمانشاه آوردم و از بابلسر یک مربا با نام عجیب شقاول یا قرقاول یا شقایق و …

2- امروز تو راه که میومدم سر کار و از قضا مطالعه می کردم یکی گیر داده بود که چرا این و میخونی اون یکی بهتره!! میخواستم بگم : آخه به تو چه !! اما نگفتم ولی حالا میگم : آخه به توچه!!

3- شعر:

شب و سکوت و تاریکی

آسمان و مهتاب و ستارگان آذین بسته اش

من و این بخت خفته و چشمک کدامین ستاره؟

Posted by: arasava | می 19, 2008

امپراتور آنها و ژنرال ما

1- پرسپولیس قهرمان لیگ برتر ایران شد و من برای اولین بار واقعا دوست داشتم که قهرمان شود .به خاطر افشین قطبی که واقعا امپراتور است - این را از فریاد هایی که می کشد، از احساساتی که به خرج میدهد، از پرش هایی که انجام می دهد تا تیمش رو به سمت پیروزی هدایت کند میشود فهمید - به خاطر کریم باقری - به خاطر اینکه همیشه بود و کاپیتان بود و وقتی هم که نبود میفهمیدیم که نیست- به خاطر مدیر عاملی که به خاطر تیمش سکته کرد - هرچند من از این نسل از مدیران خوشم نیاید - و به خاطر تماشاگرانش که وقتی توی مترو چند تایشان را دیدم انگار آنها دویده بودند و این سیاهی لشگر ها نیز تا آخرین نفس برای امپراتئرشان مبارزه کرده بودند. خلاصه پرسپولیس قهرمان شد …. نوش جانشان

2- تیم محبوبمان استقلال به سلامتی و مبارکی  و میمنت موفق به کسب رتبه 13 جدول شد و شانس آوردیم که لیگ ب2 تیمی نبود وگرنه سقوط می کرد به دسته 2 به یاد آن سال حضور در دسته 3.

و امروز در خبرها آمده بود که اولین تمرین استقلال با سرمربی جدیدش! مثلا ژنرال قلعه نویی برگزار شد ، ایسنا در خبری اینگونه اورده است:

امير قلعه‌نويي در ميان استقبال بيش از هزار هوادار تيم فوتبال استقلال وارد محل تمرين اين تيم شد.

به گزارش خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مراسم معارفه امير قلعه نويي به عنوان سرمربي جديد تيم فوتبال استقلال عصر امروز با حضور بيش از 1000 هوادار استقلالي در زمين شماره 2 مجموع ورزشگاه آزادي برگزار شد.

در ابتداي اين مراسم قلعه نويي در هنگام ورود به ورزشگاه از فاصله 200 متري در ميان انبوهي از هواداران تيم فوتبال استقلال و با گل و شيريني استقبال شد.

هواداران استقلال با سر دادن شعارهاي مانند “ما همه سرباز توايم اميرخان گوش به فرمان توايم اميرخان” قلعه‌نوعي را تشويق مي‌كردند

خبرگزاری فارس هم اینگونه نوشته که: قلعه نويي روي دوش هواداران تا رختكن رفت. و جالب اینکه هنوز خاطره حذف ناباورانه استقلال از جام باشگاه های اسیا توسط همین ژنرال یادمان نرفته و جالب تر آنکه خبرگزاری فارس حدودا 10 ماه پبش اینگونه گزارش داده بود:

حجازي و فتح‌اله زاده روي دوش هواداران وارد ورزشگاه شهيد كشوري شدند. هواداران با پخش شيريني و گل از استقلال جديد استقبال كردند.

نتیجه گیری استقلالی : یا باید کسی روی دوشت باشد یا باید روی دوش کسی باشی

Older Posts »

دسته‌ها